دانش ارائه شده در کتاب" ماها یوگا" ، که از سوی «گورو ـ رامانا
ماهاریشی»، می آید راه رسیدن به شادی را در طیّ بیداری نشان می
دهد. این راه که بر اساس «جستجو برای یافتن خویش»، و با طرح سؤال
«من که هستم؟»، می باشد، اساسی ترین و نهائی ترین راه برای رسیدن
به شادی مطلق و روشن بینی است.
اگر روش موجود در این کتاب، بطور مداومی پیگیری شود، سایر افکار از بین
می روند و بالاخره روزی فرا می رسد که فکر مربوط به «من»، نیز از بین
می رود و «خویش»، بصورت آزاد متجلّی می گردد.
به این ترتیب شناخت کاذب از «خویش»، تلقّی می نماید پایان می پذیرد.
بدیهی است که این تکنیک روش چندان آسانی نیست ؛ ولی کسانی که
زمینة قوی دارند و مهارت لازم برای تمرکز را پیدا کرده اند و با این روش ها
ذهن آرام تری دارند و مهارت لازم برای تمرکز را پیدا کرده اند، در این تکنیک
موّفق خواهند بود.
سؤال ۱ : من که هستم؟
: جسم که از هفت «هومور» تشکیل شده نیستم.
۵ عضو حسّی (حواسّ پنجگانه) : شنوائی (شنیدن)، بینائی (دیدن)،
چشائی (چشیدن)، لامسه (لمس کردن)، بویائی (بوئیدن)، نیستم.
۵ عضو حرکتی : گویائی (صحبت کردن)، حرکتی (راه رفتن)، چسبیدن، دفع
(دفع ادرار، مدفوع، عرق ...) و تولیدمثل، نیستم.
۵ عضو حیاتی : هوا، پرانا، برای تنفّس و غیره، نیستم.
ذهن که تفکّر می کند، نیستم.
سؤال ۲ : اگر هیچ یک از عوامل فوق نیستم، پس چه هستم؟
: پس از رد کردن تمام موارد فوق و اینکه من هیچیک از موارد بالا نیستم،
تنها چیزی که باقی خواهد ماند، آگاهی است. آنچه من هستم آگاهیست.
▪ سؤال ۳ : طبیعت آگاهی چیست؟
: طبیعت آگاهی : هستی، آگاهی و شادی است
سؤال ۴ : چه زمانی موفّق به درک خویش (خود بزرگ ؛ خود واقعی)،
خواهیم شد؟
: زمانی که دنیا به آن صورتی که می بینیم، از نظرمان محو شود
سؤال ۵ : آیا ممکن نیست، در حالیکه دنیا را به صورتیکه هم اکنون می
بینیم و واقعی می پنداریم، به درک «خویش» نائل گردیم؟
: خیر
سؤال ۶ : چرا؟
: بیننده (خویش ؛ خودبزرگ)، و چیزی که می بینیم (دنیا)، مانند مثال طناب
و مار هستند :
همچنان که در تاریکی، طناب را بصورت مار می بینیم و البتّه وحشت می
کنیم و با آوردن نور و تابش آن به اشتباه خود پی می بریم.
در تاریکی جهالت نیز، دنیا را بصورت واقعی می بینیم.
در پرتور نور آگاهی، کاذب دنیا برایمان روشن می شود و در نتیجه به
شناخت خویش (خودیابی)، نائل می گردیم.
بنابراین خودشناسی فقط زمانی میسّر می شود که کاذب بودن دنیا برایمان
روشن شده است
سؤال ۷ : چه زمانی دنیا از نظرمان محو می شود؟
: زمانی که ذهن که عامل شناسائی ها و فعالیّت ها است آرام شود.
سؤال ۸ : طبیعت ذهن چیست؟
: آنچه بعنوان ذهن خوانده می شود، قدرت غریب و سرگردانی است که در
«خودبزرگ» (خویش)، وجود دارد. ذهن موجب پیدایش همة تفکرات است.
خارج از تفکرات، چیزی بعنوان ذهن وجود ندارد. بنابراین طبیعت ذهن، تفکّر
است. خارج از تفکرات، موجودیّت جداگانه ای بعنوان دنیا وجود ندارد.
در خواب عمیق، تفکر وجود ندارد ؛ بنابراین دنیائی وجود ندارد. در حالت
بیداری و رؤیا، تفکر وجود دارد ؛ بنابراین دنیا وجود دارد. بهمان نحو که
عنکبوت موادّی را بصورت تار به اطراف خود می تند و سپس آن را بدرون خود
می کشد، ذهن نیز دنیا را به بیرون از خود تراوش می کند و سپس مجدّداً
آن را به درون خود می آورد.
زمانی که ذهن از «خودبزرگ»، خارج می شود دنیا شکل می گیرد و ظاهر
می شود. بنابراین زمانی که دنیا بصورتیکه آن را واقعی می بینیم، ظاهر می
شود، «خودبزرگ» ناپدید می گردد و زمانی که «خودبزرگ»، پدیدار می
گردد، دنیا ناپدید می شود.
اگر فردی بصورت مداوم در ذهن خود به جستجو بپردازد، ذهن پایان می یابد
و «خودبزرگ» را باقی می گذارد.
آنچه بعنوان «خودبزرگ» خوانده می شود، «آتمان» نام دارد.
ذهن همیشه وابسته به چیز درشتی است و نمی تواند بتنهائی باقی ب
بماند. ذهن به اسامی دیگری مانند «جسم ظریف»، «روح»، (جیوا) نیز
خوانده می شود.
سؤال ۹ : روش جستجو برای درک طبیعت ذهن چیست؟
: آنچه بعنوان «من»، در بدن پدیدار می شود، ذهن خوانده می شود. اگر
کسی بررسی کند که فکر مربوط به «من»، از کجا سرچشمه می گیرد؟
پی خواهد برد که این تفکّر از قلب سرچشمه می گیرد.
بنابراین منشأ ذهن قلب است. حتّی اگر فردی بطور پیگیر، در مورد «من،
من» سؤال کند به قلب راهنمائی خواهد شد. «فکر مربوط هب من» اولّین
فکری است که در ذهن پدیدار می گردند ؛ بهمان نحو که بعد از اوّلین ضمیر
(من)، ضمائر دوّم (تو) و سوّم (او)، پدیدار می شوند. بدون ضمیر اوّل، ضمائر
دوّم و سوّم وجود نخواهند داشت.
سؤال ۱۰ : چگونه می توان ذهن را ساکت کرد؟
: با جستجو و طرح این سؤال : «من کیستم»؟
فکر «من کیستم؟»، سایر افکار را از بین می برد ؛ به مانند چوب بلندی که
برای بهم زدن آتش بکار می رود و خود این چوب نیز در انتها همراه با هیزم
های موجود در خرمن آتش سوخته خواهد شد و باین ترتیب خودیابی، تحقّق
می پذیرد.
منبع: کتاب ماهایوگا از «گورو ـ رامانا ماهاریشی»
__________________
دوست عزیز:
کتاب فنگ شویی هرچند عامیانه است اما یه سری راهکار ارئه کرده که به نظر میاد استفاده کردنش مفید باشه
من چندتا از قوانین مفیدش رو واست می نویسم انشاالله به دردت بخوره!
رابطه ای همراه با احساسات عاشقانه ، گذراندن زمانهایی همراه با آرامش با همسرتان یا نامزدتان ،
همه اینها از آن شما خواهد بود ؛ چه مجرد هستید چه متاهل ! به هر حال می توانید از این شیوه ها
برای بهبود و اصلاح تمامی جنبه های زندگی تان استفاده کنید ؛
اگر می خواهید مرد ایده آل تان را به سمت خود جذب کنید
طبق قوانین فنگ شوی ، هر چه شما بیشتر و واضح تر به فرد ایده آل تان فکر کنید ، کائنات آن فرد
را آسان تر به زندگی شما هدایت خواهد کرد.
با یک خودکار قرمز روییک کاغذ سفید ، لیست تمامی مشخصاتی که دوست دارید فرد مورد نظرتان
دارا باشد را بنویسید.
آیا دوست دارید آن فرد مردی جذاب باشد یا ترجیح می دهید مرد مورد نظرتان یک ماجراجوی زیرک
باشد؟ آیا دوست دارید آن فرد بعد از ظهرها بیکار باشد تا بتوانید با هم به گردش و سینما بروید یا
ترجیح می دهید مرد زندگی تان ، فردی پرمشغله و موفق باشد؟
هر چه در ذهن دارید را روی کاغذ بیاورید. آن را داخل یک جعبه نقره ای گذاشته و جعبه را در
جایی از اتاق تان قرار دهید که بتوانید بسادگی آن را مشاهده کنید ؛
بگذارید 49 روز جعبه در اتاق تان باشد. زندگی شما زودتر از آن که فکرش را بکنید تغییر خواهد
کرد!
اگر بعد از یک بحران روحی و احساسی می خواهید قلب شکسته تان را ترمیم ببخشید
این قانون را بکار ببرید:
روغن مرکبات معمولا دارای خاصیتی است که برای ترمیم آسیب های روحی بسیار مفید می باشد.
این روغن به شما کمک می کند که صبر و آرامشی که در آن موقعیت حساس روحی نیاز دارید را
بدست آورید. این روغن به هورمون های آرامش بخش شما کمک می کند تا بیشتر از قبل ترشح کنند.
10 قطره روغن مرکبات(پرتقال ، لیمو ، نارنج و....) در یک اسپری بچکانید و هر روز صبح که از
خواب بیدار می شوید ، اتاق و خانه تان را با آن معطر کنید. بدین ترتیب شما روز خود را با ویتامین c آغاز خواهید کرد.
خاصیت آرامش بخشی مرکبات در پوست آنها نهفته است. به عنوان مثال پوست یک پرتقال را کنده و
بگذارید به همراه مقداری نمک مقداری خیس بخورد. بعد آن را روی پوست خود بمالید. بعد از مدتی
تمام وجودتان سرشار از اشتیاق و خوش بینی به زندگی خواهد شد.حالا متوجه شدید که یک پرتقال
خوشمزه می تواند خاصیت دیگری نیز داشته باشد!
اگر می خواهید یک رابطه سراسر جنگ و جدل را اصلاح کنید
زمانی را به تامل کردن اختصاص دهید : این کار به شما کمک خواهد کرد تا رابطه تان را بررسی
کرده و برای آن راه حلی پیدا کنید.
یک عکس از خودتان بردارید ، عکسی که در آن تنها و در حال لبخند زدن هستید ، عکس را به یک
آینه بچسبانید. به خودتان نگاه کنید و به عنوان یک فرد منتقد به رفتارهای خودتان فکر کنید و خودتان
را نقد کنید . معایب و نکات مثبت شخصیت تان را خواهید یافت
اگر می خواهید مهارت های ارتباطی تان را افزایش دهید
اگر واقعا مردان از مریخ و زنان ونوسی باشند ، قانون فنگ شوی می گوید هیچ چیز بین این دو جنس
بهتر از گفتار روشن و واضح به بهبود روابط شان کمک نخواهد کرد.
یک کاسه را با برنج پخته نشده پر کنید و روی آن کمی نمک بریزید. نمک و برنج انرژی منفی
محیط اطراف شما را جذب خود خواهند کرد. سه عدد کریستال شفاف را روی نمک ها گذاشته ، تا به
شکل یک مثلث درآیند. سپس کاسه را زیر تخت خواب تان بگذارید. اجازه دهید کاسه به مدت 9 تا 49
روز زیر تخت خواب تان بماند. این کار باعث می شود که انرژی منفی اطراف شما جذب شده و اتاق
شما سرشار از انرژی مثبت و روابط صریح و موفق شود.
اگر می خواهید زمان بیشتری را با همسرتان بگذرانید
بگذارید چراغ خانه تان روشن بماند : حتما شما هم این جمله را شنیده اید که زمانیکه می خواهیم با هم
در آرامش بگذرانیم ، زمان از دستمان در می رود. شاید این سخن زیاد منطقی به نظر نرسد اما
حقیقت دارد.
قانون فنگ شوی به شما توصیه می کند که برای جلوگیری از این مسئله : زمانیکه می خواهید ساعتی
را به دور از هیاهوی روزمره با همسرتان بگذرانید چراغ اتاق تان را روشن بگذارید و یک موزیک
ملایم چاشنی آن کنید. این کار باعث می شود که انرژی مثبت به طرف شما جذب شده و شما اوقات
خوب و دلنشینی با یکدیگر داشته باشید. گه گاه این فرمول را امتحان کنید ؛ این کار به بهبود و دوام
زندگی زناشویی شما کمک فراوانی خواهد کرد.
می خواهیم با هم حرف بزنیم،
درد و دل کنیم و کنار بیاییم، کنار کلمات بنشینم و چای بنوشیم...
چه دوست های خوبی می توانیم باشیم برای هم ،
چقدر حرف می توانیم بزنیم . دو تا گوش و یک دل و بعضی وقت ها هم حرف هایی برای گفتن.
روزها همین شکلی خودشان نگرانند، نگران فردا ...
می خواهیم کم کنیم نگرانیمان را از گذشته ای که رفته و فردایی که نیامده و به امروز فراموش شده امان بنگریم.
در امروز کمی قدم بزنیم و دست به دست هم سرود مهر و انسانیت بخوانیم . . .
منتظر یکدیگر بمانیم .
انسانم آرزوست...